القاضي سعيد القمي

مقدمه 15

اسرار العبادات و حقيقة الصلوة ( فارسى )

داده‌اند بخل وضنّت علمي است با صراحت مىگويند با اينكه در فنون حكمت متبحر بود مردى كج‌خلق وتندخوى بود واز تعليم وآموزش خوددارى مىكرد وبخل مىورزيد وبسا كه سخن را طولانى مىكرد وبذكر مقدمات مىپرداخت ومطالبى كه مربوط بموضوع نبود بيان مىكرد چنانكه روزى حجة الاسلام غزالى بر أو وارد شد واز مرجّح تعيين جزئي از اجزاء فلك را براي قطب بودن پرسش كرد . با آنكه اجزاء فلك متشابه‌اند چرا اين قسمت وبخش را قطب نامند خيام شروع كرد به بيان اينكه نخست بايد بدانيم كه حركت از چه مقولة است وآن‌قدر در أطراف مقدمات تطويل كلام داد تا اذان ظهر گفتند غزالى گفت جاء الحق وزهق الباطل پس برخاست وبرفت ! دوستان غزالى بدانند كه نقل اين داستان بسود أو نيست قوت مىبشكند إبريق را أبو نصر محمد بن عبد الرحيم نسوى « قاضى فارس » نامه‌اى بدو نگاشته واز راز خلقت ورمز آفرينش عموما وتكليف انسان خصوصا پرسش علمي وفلسفي كرده است نگفته نماند كه خود سايل يكى از شخصيتهاى ممتاز وبرجستهء زمان ومورد احترام مردم إيران زمين بوده است هم سؤال از علم خيزد هم جواب إلى السيد الاجل حجة الحق فيلسوف العالم نصرة الدّين سيد حكماء المشرق والمغرب أبى الفتح عمر بن إبراهيم الخيامى ان كنت ترعين يا ريح الصبا ذممى * فاقرئي السلام على العلامة الخيمى بوسى لديه تراب الأرض خاضعة * خضوع من يجتدى جدوى من الحكم فهو الحكيم الذي تسقى سحائبه * ماء الحياة رفات الأعظم الرمم عن حكمة الكون والتكليف يأت بما * تغنى براهينه عن أن يقال لم پاسخى كه عمر خيام باين پرسش داده است به عقيدة من بهترين معرف اوست چه دانشمندان مىدانند كه يكى از بدترين اقسام غرور غرور علمي است كه اين علم را جز بدبختى وزيان نتيجة وبهره‌اى نبود چه اگر فضيلت بأفضل همراه نبود فضل ودانش را ارزش نخواهد بود .